محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
154
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
خبر قرب وصول موكب گردون مراتب به گوش ساكنان دار السلطنهء تبريز رسيد ، امير الامراى ممالك آذربايجان امير خان موصلو تركمان كه والى ولايت و حاكم آن مملكت بود ، از استماع اين خبر متزلزل مزاج گرديد ، گاه بسبب حسد و عناد امراء در صدد سركشى و نزاع و گاه به جهت صوفيگرى و اعتقاد ، در مقام اطاعت و اتّباع مىبود . آخر الامر برهنمونى بخت فيروز و ارشاد عقل مصلحت آموز ، طريق مصادقت و متابعت اختيار كرده و صلاح كار منحصر در انقياد و مطاوعت دانسته ، قدم اعتقاد و اخلاص در راه مودّت و اختصاص نهاد و باستقلال تمام و استظهار لا كلام ، با معدات پادشاهانه و موجبات خسروانه كه از آن جمله نه كوتل از اسبان بدوى ، با زين و لجام مرصّع و چتر و اتاق قبّهء مرصّع و خيمه و بارگاه مقطع با قباب زرّين و ابواب سيمين و ساير اثاث سلطنت و اسباب شوكت و عظمت به اين كوكبه و حشمت ، تا پنج منزل بلوازم استقبال استعجال نمود و امراى عظام و اركان دولت سلطنت انتظام كه به مجرد شنيدن آوازهء شأن و شوكت خان عاليمكان عنان تمكّن از دست داده در مقام نفاق بودند ، چون برأى العين مشاهدهء حشمت و عظمت و نظارهء جبروت و جلالت خان و الا منزلت نمود [ ند ] « 1 » خارخار رشك و حسد از باطن مكيدت موطن ايشان سر بر زده كمر اقلال و ابطال رتبهء آن عديم الهمال بر ميان عداوت و خصومت استوار ساختند و از روى جد و اجتهاد تمام و سعى لا كلام بعزيمت اخلال مبانى مرتبهء بلند آن رفيع المكان پرداختند . امير خان بعد از تشرّف بشرف سجده و تقبيل عتبهء عليّه ، بمراسم كشيدن پيشكش قيام نموده ، ساحت آن صحرا نمونهء صحن فردوس اعلا و قرينهء سطح گلشن « ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها » « 2 » گردانيد و آنمقدار از نفايس اجناس و
--> ( 1 ) - د : نموده . ( 2 ) - سورهء 89 آيهء 7 و 8 .